روان طب
مطالب روانشناسي

تصور كنيد با مردي ازدواج كنيد و بعد بفهميد او عادت‌هاي بدي دارد كه اصلاح پذير نيستند. اولين چيزي كه آروز مي‌كنيد چيست؟ احتمالا مي‌گوييد‌اي كاش قبلا مي‌دانستم مردي كه چنين ويژگي‌هايي دارد براي ازدواج مناسب نيست.

خب ما حالا در اين مطلب نكاتي را به شما مي‌گوييم كه لازم است پيش از ازدواج بدانيد. البته پيدا كردن مردي كه كامل باشد غيرممكن است (گشتيم نبود، نگرد نيست!)، ولي اين دليل نمي‌شود استاندارد‌ها را كنار بگذاريم و با كسي ازدواج كنيم كه عادات آزاردهنده‌اي دارد. شما بايد با مردي ازدواج كنيد كه كاملا «مناسب شما» باشد. هر چند نقاط ضعفي خواهد داشت (همه‌ي ما داريم، مگر نه؟!)، اما نقطه ضعف با عادت فرق مي‌كند.

با مردي كه اين خصوصيات را دارد ازدواج نكنيد!

عادت‌ها چيز‌هايي هستند كه ما طي سال‌ها يادگرفته‌ايم انجام‌شان دهيم؛ با رفتار‌هاي ما عجين شده‌اند و آن‌ها را ناخودآگاه انجام مي‌دهيم. اين عادت‌ها نه تنها ممكن است شما را آزرده كنند، بلكه عملا تغيير دادن رفتار يك مرد غير ممكن است! اگر مردي هركدام از ده عادت زير را داشته باشد، مناسب ازدواج نيست.

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱۲ فروردين ۱۳۹۹ ] [ ۱۰:۰۲:۱۱ ] [ طب روان ] [ نظرات (0) ]

بيماري دلشوره و اضطراب
دلشوره و اضطراب شايد به ظاهر ساده و بي ضرر باشد اما پنهاني تمامي اعضاي بدن شما را تحت تاثير خودش قرار مي دهد و ممكن است در يك لحظه شما را از پا در بياورد.نحوه ي زندگي ، محيط اجتماع و شرايط اقتصادي در هر منطقه از عوامل مهم بروز استرس در افراد است.امروزه ماشيني شدن كار ها باعث شده است ، بيشتر فعاليت ها با نيروي فكري انجام شود و نيروي بدني كاربرد كمتري پيدا كند. همين مسئله باعث مي شود كه افراد به مشكلات روحي زيادي برخورد كنند كه از اصلي ترين اين مشكلات ، مسئله ي دلشوره و فشار هاي روحي است.
از جمله اين عوارض ايجاد دل درد، دل پيچه، گرفتگي عضلات، مشكلات گوارشي، احساس سوزش سرمعده يا لرزش عضلات و خوردن ناخن نمونه اي از تاثيرات دلشوره است.

استرس و اضطراب

علايم فيزيكي اضطراب و دلشوره
لرزش و گرفتگي عضلات يا پرش عضلات
احساس گرفتگي يا پري در ناحيه گلو يا قفسه سينه
نفس تنگي و افزايش ضربان قلب
سبكي سر يا گيجي
عرق سرد و دستان مرطوب
دردهاي عضلاني
خستگي مفرط
مشكلات خواب (مشكل در به خواب رفتن يا بيدار ماندن به مدت طولاني يا احساس ناراحتي در به خواب رفتن)

علايم احساسي اضطراب و دلشوره
نداشتن احساس راحتي، بي قراري، احساس تحريك پذيري بيش از اندازه

نگراني بيش از حد

ترس دايم از اينكه اتفاقي بد در حال وقوع است يا احساسي مبني بر اينكه دنيا به آخر رسيده است

عدم توانايي در تمركز و احساس اينكه همه چيز را فراموش مي كني

استرس و اضطراب


درمان قطعي براي رفع دلشوره وجود ندارد بلكه رفتار خود شخص است كه مي تواند بهترين درمان باشد. در زير به برخي از اين رفتارهاي درماني اشاره مي كنيم.

كار با شبكه هاي مجازي مي تواند يكي دلهره آور ترين و دور كننده ترين عامل آرامش از انسان باشد حذف اكانت اينستاگرام يا هر شبكه مجازي ديگري بعيد نيست كه بتواند مقداري از استرس و حجم نگراني شما را كاهش دهد.
كنترل دلشوره ها با تغيير افكار خود

همه چيز از يك فكر شروع مي شود كه نخستين نشانه اش اين است كه احساس مي كنيد همه عضلات بدنتان گرفته است اما كنترل كردن اين حس در دست شماست.
قبل از هر چيز مانع افكار منفي خود باشيد و به آن ها شاخ و برگ اضافه ندهيد آگاهانه افكارتان را تحت كنترل بگيريد و روي آن ها تمركز كنيد .
مي توانيد برداشت هاي قابل قبول و مثبت تري را از شرايط بحراني كه برايتان پيش آمده براي خود ايجاد كنيد وقتي توانستيد فكر خود را به صورتي ديگر درآوريد دلشوره شما هم به همان سرعت تغيير مي كند.
در شرايطي كه دلشوره به سراغتان مي آيد اگر تنها باشيد بيشتر به اين حس دامن مي زنيد اما اگر اين مواقع وقت خود را با دوستان و افراد خانواده تان بگذرانيد و احساسات خود را با آن ها در ميان بگذاريد نگراني هايتان را كم كرده ايد و سعي كنيد با شخصي مثبت انديش و خونسرد دلشوره هايتان را در ميان بگذاريد.
چرا كه در اين مواقع فرد خونسرد و مثبت انديش مي تواند با جملاتي مثبت آرام تان كند و دلشوره هايتان را كم كند.
سعي نكنيد در تنهايي بمانيد و حتماً اطراف خود را در موقعيت هاي استرس زا شلوغ كنيد تا خود را گرفتار افكار منفي نكنيد.
ورزش را از ياد نبريد كه اگر اكسيژن و هوا ي تازه مدام به شما برسد تاثير زيادي در بالا بردن روحيه و اعتماد به نفس شما دارد و افكار شما را قوي تر خواهد كرد

منبع


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱۷ بهمن ۱۳۹۸ ] [ ۰۱:۵۶:۳۵ ] [ طب روان ] [ نظرات (0) ]

در فرهنگ ما، تعريف متداول و مرسوم از خانواده عبارت است از كنار هم بودن قانوني و شرعي زوجين در قالب رسمي ازدواج. ازدواج سفيد يكي از شيوه‌هاي زندگي مشترك است. در اين گونه از ازدواج اين كنار هم بودن در قالب پذيرفته‌شده رسمي و قانوني صورت نمي‌گيرد. در تعريفِ جزئي‌ترِ اين پديده گفته شده است كه ازدواج سفيد نوعي رابطه عاطفي ـ جنسي بين زن و مرد است بدون صيغه عقد نكاح. در اين شكل از زندگي مشترك هم‌زيستي با برعهده‌گرفتن تعهد قانوني همراه نيست. عناوين هم‌خانه (homemade)، هم‌باشي (cohabitation) يـا شريك زندگي (partner) و نظاير اينها هم به‌جاي ازدواج سفيد به كار مي‌رود.

 

تحليل اجتماعي پديده ازدواج سفيد

جامعه‌شناسان علل مختلفي را براي پديده ازدواج سفيد برشمرده‌اند. تأثيرپذيري از امكانات ارتباطي نوين، كاسته‌شدن از كاركرد و اهميت خانواده، دگرگوني معيارهاي ازدواج، ترس و سرخوردگي از ازدواج، تغيير نوع روابط بين‌فردي، مشكلات اقتصادي و عدم تمايل به مسئوليت پذيري و آثار تعهدبار آن ازجمله عواملي هستند كه در ظهور و بروز اين پديده نقش بسيار زياد داشته‌اند.

بر اساس يك تحقيق‌، انگيزه شخصي و موانع عرفي و هنجاري، بيش از ديگر عوامل، افراد را به اين سبك هم‌زيستي سوق مي‌دهند. از طرف ديگر، عدم پذيرش از سوي جامعه و خانواده، فقدان حمايت قانوني و پنهاني‌بودن رابطه در اغلب موارد ازجمله محدوديت‌هاي اين شيوه از زندگي است.

تحليل حقوقي ازدواج سفيد

تبعات قانوني ازدواج سفيد چيست؟

از منظر شرع و قانون، رابطه دو نفر در صورتي صحيح است كه طرفين شروط معمول براي اين كنار هم بودن را برآورده كرده باشند. همان طور كه در ماده ۱۰۶۲ قانون مدني ذكر شده است: «نكاح واقع مي‌شود به ايجاب و قبول به الفاظي كه صريحا دلالت بر قصد ازدواج نمايد». از اين منظر، ازدواج سفيد كه به‌موجب آن طرفين بدون قصد ازدواج باهم هستند وجاهت قانوني ندارد. بايد توجه داشت كه علي‌رغم اينكه ازدواج سفيد در قوانين ما صراحتا جرم‌انگاري نشده، ولي همان‌گونه كه اشاره شد مطابق با حقوق ما، زندگي دو نفر در كنار هم تنها در قالب عقد نكاح و طبق شروط پيش‌بيني‌شده در آن صحيح قلمداد مي‌شود. بنابراين، در ازدواج سفيد، درصورتي‌كه عدم وجود رابطه شرعي بين طرفين احراز شود، اين عمل ممكن است از مصاديق بعضي از جرايم تلقي شود. البته، بررسي اين موضوع نيازمند تفصيل بيشتر است كه در اين مقاله مجالي براي پرداختن به آن نيست. همچنين، احراز يا عدم احراز رابطه شرعي ميان اشخاص نيازمند تجسس در زندگي خصوصي آن‌‌ها است كه اين موضوع نيز مي‌تواند در بعضي موارد غيرشرعي و خلاف قانون قلمداد شود.

در اينجا بايد فرضي را هم بررسي كرد كه به زبان فقهي به نكاح معاطاتي معروف شده است. در اينجا زوجين به قصد ازدواج باهم هستند و ايجاب و قبول لفظي صورت نمي‌گيرد. صحيح يا باطل‌بودنِ نكاحِ معاطاتي يكي از مباحث موردبحث بين فقهاست و اكثريت آنها رأي به عدم جواز آن داده‌اند و فقط عده بسيار اندكي از فقهاي معاصر رأي به صحت آن داده‌اند. البته گروهي از فقهاي مخالف معتقدند كه عقل و سيره عقلا مؤيد نكاح معاطاتي است. علاوه بر اين، در آراي فقها شواهدي نيز وجود دارد كه مي‌توان آنها را به‌نحوي مصداق نكاح معاطاتي (ازجمله نكاح اخرس، نكاح كنيزان و صاحبانشان، نكاح زوجينِ هم‌زمان مسلمان‌شده و ساير مباحث) به حساب آورد.

نتيجه

بااين‌حال، باتوجه‌به اينكه خودِ پديده ازدواج سفيد به قصد و انگيزه دوري از مسئوليت‌ها و تعهداتِ همراه با ازدواج صورت مي‌گيرد، به نظر مي‌رسد، به اين شكل رايج در جامعه، با قصد ازدواج همراه نباشد و، بنابراين، در زمره نكاح معاطاتي هم قرار نمي‌گيرد. با اين اوصاف، تصميم گيري و قضاوت درمورد درست يا نادرست‌بودن آن، بيشتر از هر كسي، با فرد يا افرادي است كه، به‌دليلِ مسائل و دغدغه‌هاي زندگيِ روزمره و شخصيِ خود، اين شكل از رابطه و نحوه زندگي را براي گذران عمر خود برگزيده‌اند.

https://www.chetor.com/


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۹ دى ۱۳۹۸ ] [ ۰۵:۳۴:۳۱ ] [ طب روان ] [ نظرات (0) ]

درك احساس شادي و خوشبختي هدفي است كه تمامي افراد در زندگي خود به دنبال آن هستند. طبيعتاً خوشحالي مي‌تواند در اشكال مختلفي خود را نشان دهد. تمامي اين اشكال به نوعي تاثيراتي مثبت را در زندگي به جاي مي‌گذارند، برخي در مدت كوتاه و برخي ديگر در مدتي بسيار طولاني و يا هميشگي.

با شناخت اين احساسات مي‌توان دركي درست از آن‌ها پيدا كرد و تلاش نمود تا با حفظ آن‌ها براي رشد هرچه بيشتر تلاش كرد. بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه درك احساس شادي و خوشحالي در دسته‌بندي‌هاي متفاوتي نشان داده مي‌شوند كه در ادامه به بررسي آن‌ها مي‌پردازيم.

آيا خوشحالي انواع مختلفي دارد؟

لذت


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱۲ دى ۱۳۹۸ ] [ ۰۴:۵۵:۵۱ ] [ طب روان ] [ نظرات (0) ]

خودكشي از منظر اقتصادي

خودكشي يكي از پر هزينه ترين عوارض رواني جسماني است. سازمان جهاني سلامت (WHO) بر اين باور است كه سالانه يك ميليون نفر در جهان مبادرت به خودكشي مي كنند. هزينه خودكشي در ايالات متحده آمريكا بنا به گزارش مركز كنترل بيماري هاي وزارت بهداشت ان كشور بالف بر  ۹۳.۴ ميليارد دلار بوده كه از محاسبه آيتم هاي ذيل بدست مي آيد:

  1. هزينه هدر شده در سيستم درماني: هزينه اي كه صرف درمان شده اما نتيجه مطلوب بدست نيامده
  2. هزينه بيمار بودن فرد: هزينه اي كه در اثر مفيد و مثمر نبودن فرد به عنوان يكي از اعضاي جامعه به جامعه تحميل مي شود
  3. هزينه هاي پرداخت شده توسط دولت در سالهاي رشد و نمو فرد: هزينه ساخت مدارس و بيمارستان ها و جاده و غيره كه ديگر در اثر استفاده فرد مستهلك نمي شود.
  4. سال هاي مستهلك نشده توسط فرد در ايجاد سرانه توليد: سال هايي كه فرد ميبايستي به توليد كار، محصولات، علم و خدمات صرف ميكرده اما اين توليد اتفاق نيافتاده و در نتيجه جامعه متضرر شده است
  5. هزينه تعليم و تربيت مجدد استعداد هايي كه در اثر خودكشي به شكوفايي نرسيده است

همانطور كه مشاهده مي شود خودكشي يكي از پرهزينه ترين عوارض اجتماعي در يك جامعه محسوب مي شود كه از منظر اقتصادي نيز نيازمند بررسي، رسيدگي، و پيشگيري و مديريت مي باشد.

خود كشي از منظر اجتماعي:

دوران باستان و فرهنگ هاي باستاني

خودكشي در دوران باستان و بسياري از فرهنگ هاي باستاني كه تا كنون نيز ادامه پيدا كرده اند يك عمل متهورانه و با افتخار و شرافتمند محسوب مي شده است. در آن دوران و در ان فرهنگها، افرادي كه نمي توانستند مسئوليت هاي نهاده به عهده آنها (جنگيدن، تأمين نيازهاي خانه و خانواده، حفظ آبرو و حيثيت خانوادگي، موفق شدن در كار و يا مأموريتي) را مديريت كرده و يا به اتمام برسانند اقدام به خودكشي ميكردند زيرا خودكشي تنها قدم باقيمانده اگرچه كمتر شرافتمندانه از مسئوليت هاي ياد شده حساب مي شد. حتي امروزه نيز در فرهنگ هاي باستاني بجا مانده مثل ژاپن،هاراگيري يك عمل متهورانه براي افرادي كه توانايي و يا لياقت انجام مسئوليت هاي خود را ندارند محسوب شده و به آنها اين امكان را مي دهد كه حداقل خود را در آسان ترين و كمترين عمل ممكن يعني خودكشي لايق نشان دهند.

اديان ابراهيمي از دوران باستان به خودكشي به عنوان عملي زشت نگاه كرده و پيروان خود را از انجام آن نهي مي كنند. استدلال اين اديان بر اين است كه جان متعلق به فرد نبوده (بلكه به خالق وي تعلق داشته) و در نتيجه آسيب رساندن به آن و يا مصرف آن به دلخواه فرد در يَد قدرت وي نمي باشد. در اين اديان خودكشي موجب تنبيهات سنگيني در دنياي پس از مرگ شده و فرد در برزخ زمان زندگي نكرده خود معلق مي ماند. اين معلق ماندن از زندگي ناخوشايند فعلي و حال فرد بسيار بدتر بوده و علاوه بر آن تنبيهات بعد نيز در انتظار فرد خواهد بود.

دوران مدرن و فرهنگ هاي مدرن

در حال حاضر و فرهنگ هاي بروز دنيا، خودكشي يك تراما (آسيب) كامل محسوب شده و همه دول و جوامع با برنامه هاي متفاوتي سعي در پيشگيري و كنترل آن دارند. در بسياري از جوامع خودكشي يك عمل غير قانوني ديده مي شود كه در صورت زنده ماندن فرد منجر به دستگيري، جريمه و حتي زندان شدن وي پس از طي دوره درمان مي گردد. همچنين امروزه درصد بالاي خودكشي و يا شاخص رو به رشد خودكشي يكي از ضعف هاي بارز هر اجتماعي محسوب شده و گوياي ضعف فرهنگي رفتاري اعتقادي جامعه به دربرگيري همه اعضاي خود تلقي مي گردد. جوامعي كه توان برنامه ريزي و استفاده از نيروهاي انساني خود بصورتي مفيد و مثمر را نداشته باشد يا با استيگما سازي و تحقير، گروهي را برتر و يا كمتر جلوه دهد طبيعتا با آمار بيشتري از خودكشي در بين سالخوردگان، نوجوانان و جوانان، زنان و اقليت ها روبرو خواهند بود.

خودكشي از منظر روابط بين فردي

خودكشي يكي از آسيب رساننده ترين رفتارها در روابط بين فردي است. وقتي كسي خودكشي مي كند، اطرافيان او به شدت احساس درماندگي، گيجي، خشم، اضطراب، شرم، افسردگي و گناه مي كنند. همچنين اين احساس كه به انها خيانت شده و در كشاكش مشكلات توسط فرد خودكشي كننده رها شده اند نيز يكي از احساسات شايع در اطرافيان فرد خودكشي كننده است كه به ندرت ابراز ميكنند.

به علاوه حس اعتماد نيز دستخوش تخريب شده و با حس ترس، نگراني و اضطراب و خشم نسبت به فرد خودكشي كننده جايگزين مي شود. در طول زمان اين نبود اعتماد در روابط بين فردي خود از موجبات بسياري از درگيري هاي و سرد شدن رابطه و كم تر شدن عواطف در بين افراد مي گردد و با حس ترحم عوض مي شود.

خودكشي از منظر پاتولوژيك

خودكشي  بدون شك يك عارضه ي ناشي از نوعي بيماري است. در طبيعت هيچ موجود سالمي ميادرت به اتمام زندگي خود نمي نمايد. اما بسياري از شرايط و عوارض رواني ژنتيكي يا رواني محيطي هستند كه موجب بهم ريختن مكانيزم پردازشي موجود شده و موجود بدون درك از عمل، مبادرت به نابودي خود مي نمايد.

در انسانها نيز عوارض رواني ژنتيكي يا رواني محيطي بر فيزيولوژي مغز حاكم شده و مي تواند فرد را بسوي خود نابودي سوق دهد. در ذيل به بعضي از اين عوارض در هر دو گروه اشاره ميكنيم:

عوامل رواني ژنتيكي خودكشي (گروه الف)

  1. اختلالات رشدي (بيش فعالي – اوتيسم – توره – عقب ماندگي هاي ذهني)
  2. اختلالات شخصيتي خصوصا همراه با اختلالات همپوشان خلقي
  3. افسردگي شديد با زمينه ژنتيكي
  4. انواع اختلالات و انحرافات جنسي
  5. دزمورفيا (زشت انگاري بدن خود)
  6. .بوليميا و انوركسيا نرووزا
  7. اختلالات دامنه شيزوفرني

عوامل رواني محيطي خودكشي (گروه ب)

  1. الكل، ماري جوانا و ديگر مخدرها
  2. افسردگي در سالخورده ها
  3. مناقشات دائم و مكرر خانوادگي
  4. تهديد و ارعاب مكرر توسط اعضا خانواده دور و نزديك، همكلاسي ها و همكاران، اعضاي گروه هاي مذهبي
  5. تحقير و شكنجه مكرر توسط اعضا خانواده دور و نزديك، همكلاسي ها و همكاران، اعضاي گروه هاي مذهبي
  6. تجاوز و شرم توسط اعضا خانواده دور و نزديك، همكلاسي ها و همكاران، اعضاي گروه هاي مذهبي
  7. همجنسگرايي
  8. دگر جنسه بودن
  9. فقز مزمن
  10. جنگ
  11. سرطان
  12. اختلالات تيروييدي
  13. مصرف داروهاي اعصاب در كودكان و نوجوانان
  14. مصرف دارو هاي اعصاب با دوز بالا در بزرگسالان

فلسفه خودكشي در افراد با يكي از عوامل ذكر شده در گروه الف و ب

الف. هيجان خواهي با مبادرت به انجام ريسك ها و خطرهاي بزرگ (شايع در اختلالات شخصيت خوشه A & B)

ب. منفي گرايي (شايع در اختلالات خلقي: افسردگي مزمن، دو قطبي) و شيزوفرني، وسواس شديد، و دزمورفيا، بوليميا، انوركسيا

 

خطاي بينشي در گروه الف: دركي واقعي از عواقب ناشي از خودكشي ندارند و صرفا تظاهر به فهم عمل خود مي كنند

خطاي بينشي در گروه ب: خود كشي براي رها شدن از وضعيت ناخوشايند كنوني و رسيدن به وضعيتي بهتر دنبال مي كنند در حاليكه با اتمام زندگي رسيدن به شرايط بهتر هم به اتمام رسيده و در واقع هيچ بهبودي در وضعيت حاصل نمي شود.

مثال: اگر بميرم ديگه راحت ميشم <= راحت شدن حس افراد زنده است در حاليكه فرد مرده فاقد حس و در نتيجه ناتوان در راحت شدن است

 

توالي و تكرار

بررسي هاي انجام شده توسط موسسات متفاوت تحقيقي درماني بيانگر اين واقعيت است كه افرادي كه اقدام به هر يك از سو نوع خودكشي مي نمايند:

  1. تهديد به خودكشي
  2. اقدام به خودكشي
  • خودكشي انجام شده

بارها و بارها نيز اين اقدام رو را تكرار خواهند كرد. لذا هر يك از انواع ياد شده نيازمند توجه و رسيدگي بسيار جدي با توجه به پروتكل درماني خودكشي مي باشد.

سن شروع احتمال خودكشي (۱۲ سالگي)

زودترين سني كه يك كودك مي تواند اقدام به خودكشي كند در حدود سن ۱۲ سالگي است. اين دقيقا سني است كه درك انتزاعي كودك از محيط پيرامون شروع به پديدار شدن كرده و كودك مي تواند به رفتارهايي با ريشه انتزاعي بيانديشد. اختلالات رشدي و ديگر اختلالات رواني موجود با كودك از ابتداي تولد، مي توانند در اين سن شروع به ظهور كرده و در شرايط مساعد براي بيماري، كودك را بسوي مرگ سوق دهند.

 

ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۲ تير ۱۳۹۸ ] [ ۰۹:۱۳:۴۰ ] [ طب روان ] [ نظرات (0) ]

خيلي وقت‌ها رابطه جنسي آن‌طور كه به نظر مي‌رسد ساده نيست. فاكتور‌هاي متفاوت زيادي مي‌توانند بر ميزان لذت شما حين رابطه جنسي اثر بگذارند. آيا مي‌دانيد اين فاكتور‌ها چه هستند؟ در اين مطلب نگاه دقيق‌تري به علت‌هاي لذت نبردن از رابطه جنسي خواهيم داشت.

چرا آنقدر‌ها كه بايد از رابطه جنسيتان لذت نمي‌بريد؟

به نظر مي‌رسد رابطه جنسي بايد چيزي باشد كه هميشه بيشترين لذت را به فرد بدهد، اما در واقعيت، زمان‌هايي وجود دارد كه ممكن است احساس كنيد خيلي لذت نمي‌بريد، چرا؟

۶ دليل اينكه از رابطه جنسي‌تان لذت نمي‌بريد

عواملي وجود دارند كه بر توانايي شما در لذت بردن از رابطه جنسي اثر مي‌گذارند، مثلا استرس و اضطراب در زندگي روزمره. استرس به طور كلي، اصلي‌ترين عاملي است كه بر توانايي فرد در لذت بردن از فعاليت جنسي‌اش تاثيرگذار است. اما عوامل ديگر هم دخيلند كه در ادامه به آن‌ها مي‌پردازيم.

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲ تير ۱۳۹۸ ] [ ۱۲:۳۷:۳۲ ] [ طب روان ] [ نظرات (0) ]

دروغگو دشمن خداست! هيچ كس دوست ندارد در هنگام دروغ گفتن دستش رو شود و عدم صداقت و فريبكاري اش فاش شود. اما آيا واقعا دروغ گفتن و عدم صداقت، شما را فردي متقلب و فريبكار مي‌كند؟

حقيقت اين است كه گاهي دروغ گفتن مزايايي دارد و اين مزايا هميشه براي نفع شخصي نيستند. گاهي اوقات مردم براي محافظت از ديگران و لطمه وارد نكردن به احساسات آن‌ها دروغ مي‌گويند. به اين خاطر كه بايد بپذيريم گاهي اوقات شنيدن حقيقت بسيار دردناك است و هميشه صداقت بهترين سياست و انتخاب نيست.

گاهي اوقات صداقت بهترين سياست نيست!

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۸ ] [ ۰۱:۱۸:۴۸ ] [ طب روان ] [ نظرات (0) ]

سياري از ما در طول روز مانند مردگان متحرك هستيم. اين واقعيتي است كه نمي‌توان از آن فرار كرد. كار به عادت تبديل شده به طوري كه كه ديگر مانند قبل الهام بخش ما نيست و روز به روز بيشتر از قبل ما محكوم به سقوط در نسخه آنلاين و بي پناه خودمان مي‌شويم. اين قطع ارتباط با خود واقعي ما به نفع سلامتي مان نيست و نيازمنديم كه سرگرمي خلاقانه‌اي براي خودمان داشته باشيم.

اينترنت و رسانه‌هاي اجتماعي فرصت‌هاي شگفت انگيزي براي رشد و پيشرفت هر روز ما فراهم مي‌آورند، اما نمي‌توانيم اجازه دهيم دنياي مجازي آنچه كه واقعا هستيم را به حاشيه ببرد. مي‌دانم كه همه اين‌ها دارد اتفاق مي‌افتد، چون خود من هم آن را به شدت احساس مي‌كنم. من فكر مي‌كنم وقت آن رسيده است كه همه ما از خواب بيدار شويم و به آنچه واقعا هستيم بازگرديم. يكي از ساده‌ترين راه‌هاي شروع اين تحول، مشغول شدن به چند سرگرمي خلاقانه و جالب است.

تعداد زيادي بازي و سرگرمي خلاقانه و جديدي وجود دارد كه مي‌توانيد آن‌ها را امتحان كنيد. گزينه‌هايي كه در ادامه به آن‌ها اشاره مي‌كنيم، تقريبا براي همه‌ي افراد تاثير خواهند داشت. چه درونگرا هستيد چه برونگرا يا اگر بيكار و علاف هستيد، انجام يك سرگرمي خلاقانه و جالب، مي‌تواند شور و انرژي را به زندگي شما باز گرداند. با ما همراه باشيد.

 


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۸ ] [ ۰۴:۴۶:۳۸ ] [ طب روان ] [ نظرات (0) ]

 

فوايد كتاب خواندن و خواص منحصر به فرد كتابخواني

كتاب خواندن مغز را طوري تحريك ميكند كه تماشاي تلويزيون يا گوش دادن به راديو نميتونه اينكارو انجام بدهد چون مغز درگير شده و اصطلاحا ورزش ميكند. در اين بخش از موفقيت نمناك قصد داريم شما را با فوايد كتاب خواندن آشنا كنيم تا شايد براي مطالعه بيشتر تشويق شويد.فوايد كتاب خواندن

فوايد كتاب خواندن

اگر چه كتاب خواندن فوايدي بيش از آنچه ما در اينجا بدان اشاره مي كنيم دارد ولي موارد نام برده شده مهمترين فوايد آن مي باشند. اگر شما هم مي خواهيد كه با فوايد بيشتر كتاب خواندن آشنا شويد، با ما همراه باشيد. 

29 مورد از مهم ترين فوايد كتاب خواندن

 

1- كسب علم و دانش:

يكي از بزرگترين دلايل كتاب خواندن، كسب دانش است. كتاب ها يك منبع غني از اطلاعات هستند. خواندن كتاب با موضوعات متنوع اطلاعات و عمق دانش را افزايش ميدهد.

2- كتاب خواندن مغز شما را بهبود مي بخشد:

مطالعات نشان داده اند كه خواندن اثرات مثبت قوي بر مغز دارد. با تحرك ذهني، شما مي توانيد از بيماري زوال عقل و بيماري آلزايمر جلوگيري كنيد. اين به اين دليل است كه فعاليت مغز شما مانع از از دست دادن قدرت مي شود. مغز يك عضله و مانند ديگر عضلات بدن است، ورزش آن را قوي و سالم نگه مي دارد. حل پازل، خواندن كتاب ها يك راه عالي براي تمرين مغز شما است و آن را سالم نگه ميدارد.

3- كاهش استرس:

خواندن ،اثر مثبت بر بدن نيز دارد. خواندن يك كتاب ،مي تواند استرس را بهتر از پياده روي يا گوش دادن به موسيقي از بين ببرد.

4- كتاب خواندن حافظه را بهبود مي بخشد:

هر بار كه يك كتاب را ميخوانيد، بايد تنظيمات كتاب، شخصيت ها، زمينه ها، تاريخ ، زيرمجموعه ها و خيلي چيزهاي ديگر را به خاطر داشته باشيد. همانطور كه مغز شما ياد مي گيرد تمام اينها را به خاطر بسپارد، حافظه شما بهتر مي شود.

5- بهبود تخيل:

هرچه بيشتر بخوانيد، تخيل بيشتري خواهيد داشت. هر زمان كه يك كتاب تخيلي بخوانيد، دنياي ديگري به شما مي دهد. در دنياي جديد، تخيل شما به بهترين نحو كار مي كند، زيرا شما سعي مي كنيد همه چيز را در ذهن خود ببينيد.

منبع: سايت نمناك


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۱۹ فروردين ۱۳۹۸ ] [ ۱۰:۱۲:۱۱ ] [ طب روان ] [ نظرات (0) ]
[ ۱ ]
.: Weblog Themes By tibablog :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
نظرسنجی
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت لغو عضویت
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 0
دیروز : 0
افراد آنلاین : 1
همه : 0
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
امکانات وب

تخفیف لند